Sunday, 1 February 2015

سفرنامه جزیره شمالی نیوزیلند- روز نخست-27 دسامبر

نخستین صبحگاه، چشم بر معجزه سر برون کردن آفتاب بر "برج آسمان"*  آکلند  گشودم...

و ساعتی بعد...


سفر آغاز شد...



مقصد نخستمان، Paihia بود... شهری کوچک و دیدنی در منطقه bay of islands جزیره شمالی نیوزیلند. بعد از چند ساعت اتوبوس سواری، گرسنه به اقامتگاهمان رسیدیم و  بساط ناهار را به راه کردیم. قوت غالبمان در این سفر "تن ماهی" بود به حدی که در اواخر سفر، تقریبا "آبشش" درآورده بودیم!




بعد از ناهار، سوار ferry شدیم و به جزیره آنسوی آب که Russel نام داشت، رسیدیم. ساعت ها و ساعت ها در این جزیره قدم زدیم و بارها از زیبایی  نابش، حیران ماندیم...


دست ما کوتاه و "موز ها" بر مویز*!!!



درختان اندکی خود را کنار کشیده بودند تا این زیبایی ناب و نفسگیر را به تماشا بگذارند...


درختانی که انگار هزاران سال بود که یکدیگر را تنگ در آغوش کشیده بودند...

برای نخستین بار، در منطقه ای حفاظت شده، پرنده "کیوی" معروف و سمبل نیوزیلند را دیدیم! متاسفانه "کیوی" مذکور علاقه ای به فوتومدلینگ نشان نمیداد و با دوربین راحت نبود!

تمام جزیره را راه رفتیم تا نادیده ای برایمان باقی نمانده باشد...


و از هر گوشه ای سر برون کردیم!


درختی آنجا بود آنچنان تنومند و کهن که انگار میکردی بر آسمان و زمین حکم می راند...

و جزیره کوچک بود... و جزیره زیبا بود...

دیرتر، تمام جزیره را که با گام هایمان پیمودیم، با ferry به Paihia بازگشتیم...

شام دانشجویی مان "fish & chips" بود که البته به منظور بیشتر دانشجویی شدنش یک و نیم portion غذا گرفتیم! یک چیپس و دو فیش!


در ادامه شب، راه ها رفتیم و حرف ها زدیم و ساعتی نیز در سیاهی سیاه شب، لب ساحل تاب بازی کردیم...



روزی زیبا بود و فردایی زیباتر در انتظارمان...




*sky tower
**مویز در اینجا بر وزن نخیل آمده و یحتمل اشاره به درخت موز دارد!!! مشیانه پدیا!

No comments:

Post a Comment