نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
سرانجام زمستان بساط خاکستری اش را برچید و رفت
بالاخره بهار از راه رسید... انگار سالیانی از اینجا دور بود
بهار سرمستم میکند
همه جا غرق گل و شکوفه شده
حتی اتاق من
بهار از پنجره اتاقم پیداست
شبی هم ماه بود در دره نیلوفرها
چند هفته پیش اینجا قدم زدیم
نفسگیر بود و ستودنی
و این راه آب من را به یاد باغ خانوادگی انداخت! به یاد راه آب جوی روز دیوار که از باغ همسایه آب میگرفت
و جز به خواست خدا نشود
این هم هنرهای آخر هفته! مافین تمشک و کاپ کیک هویج!
No comments:
Post a Comment