Sunday, 25 August 2013

وقتیکه امامزاده Kathmandu من را طلبید!

امروز وقتیکه بعد از 3 ساعت رانندگی و گشت و گذار در طبیعت زیبای اطراف شهر و لذت بردن از آفتاب بیجان آخر زمستون و هات چاکلت و شیرینی خوردن در کافه کلاسیک مورد علاقه مون که تقریبا لب آب هستش و قدم زدن بین خرت و پرت های فروشگاه "تو جیپسیز" و کلی حرف و درددل برگشتیم خونه، خیلی سرحال و پرانرژی بودم. اینقدر که تا پام به خونه رسید لباسهام رو عوض کردم که باز برم بیرون! البته ایندفعه مقصد تعریف شده ای نداشتم. به این فکر کردم که برم یه بستنی بخورم، یا اینکه برم مواد غذایی هفته ام رو بخرم، و یا حتی برم آزمایشگاه!راستش فقط پرانرژی تر از این بودم که بخوام بقیه روز رو توی خونه بگذرونم! گناهش به گردن اون سه شاخه رز قرمز که توی شیشه خالی ردواین جا خوش کردن! 

بعد یکدفعه انگار یک چیزی بهم الهام شد! منی که اصلا فکر خریدن یک کت گرم دیگه توی مخیله ام هم تا اون لحظه نگنجیده بود، به این فکر کردم الان که هوا دیگه خیلی سرد نیست ولی هنوز کاملا گرم هم نشده و هنوز به یک لایه لباس گرم اضافه احتیاج هست که خنک تر از کاپشن و گرمتر از سویی شرت باشه، خوبه که یه کت سبک مناسب فصل بخرم! بعد توی همون لحظه به این فکر کردم که برم شاید "کتمندو" یه کت نیمه گرم با این مشخصات رو داشته باشه و دست برقضا حراجش هم گذاشته باشه! سرعت تمام این افکار اینقدر زیاد بود که ساعت 2 از گشت و گذار به خونه رسونده شدم (!)، و ساعت 2.30 توی "کتمندو" بودم! با این توضیح که از خونه من تا فروشگاه حدود 20-25 دقیقه ای راه هست!

بعد توی فروشگاه دیدم که از خوش حادثه حراج خیلی خوبی هم گذاشتن و دقیقا روی رگال اول یه کت چشمم رو گرفت! امتحان کردن و خریدنش هم کلا سه سوت طول کشید! آخه دقیقا همونی بود که من نیم ساعت پیش بهش فکر کرده بودم! ساده و لایت، گرمتر از سویی شرت و سردتر از کاپشن! قیمت اصلیش هم 169 دلار بود که توی حراج شده بود 39 دلار که برای اینجا بی نهایت ارزون و فوق العاده و غیرقابل باوره! "کتمندو" هم یکی از بهترین برندهای لباسهای گرم و لباسهای کمپینگ و تجهیزات اسپرت دنیاست! تازه کت خوشگلم با اینکه مشکی ساده ست ولی خیلی خوش ریخت و خوش برش و نازه! اصلا انگار که دقیقا قالب تن من دوختنش! خلاصه که ساعت 3 خوشحال و خندون خونه بودم با کت جدیدی که 55 دقیقه قبل حتی به خریدنش فکر هم نکرده بودم :) الان هم دارم فکر میکنم که فردا با چی بپوشمش برم دانشگاه! خلاصه که خوشحالیم!

پی نوشت: الان نک و ناله نکنین که اونور دنیا میشه چقدر آخر هفته ها رو خوش گذروند اینجا نمیشه، به منظور پیشگیری خدمتتون عرض کنم که دیروز رو کلا آزمایشگاه بودم و امروز بقیه روز رو در حال جارو کردن خونه و شستن ظرف های یک قرن مونده توی سینک کوچیک دستشویی چون سینک آشپزخونه کلا گرفته و آقای لوله کش باید بیاد به دادمون برسه!

No comments:

Post a Comment